عبادت در بازار
یکشنبه, ۶ دی ۱۳۸۸روزى رسول (ص) با اصحاب نشسته بود. جوانى نیرومند، صبح زود، بر ایشان بگذشت. یکى پرسید: «در این وقت صبح به کجا مىروى؟» گفت : «به دکانم در بازار.» گفتند : «دریغا! اگر این صبح خیزى او در راه خداى تعالى مىبود، نیکتر بود.» رسول (ص) گفت : «چنین مگویید، که اگر براى آن باشد که خود را از خلق بىنیاز کند و یا معاش پدر و مادر خویش یا زن و فرزند را تأمین کند، او در همین حال، در راه خدا گام بر مىدارد.»
و عیسى (ع) مردى را دید، گفت : «تو چه کار مىکنى؟» گفت : «عبادت مىکنم.» گفت : «قوت و غذا از کجا مىخورى؟» گفت : «مرا برادرى است که قوت مرا فراهم مىآورد.» عیسى (ع) گفت :«پس برادر تو از تو عابدتر است.»
—–
پ.ن : تعدادی از دوستان از کند آپدیت شدن وبلاگ ایراد گرفته اند! همچنین خواستار بحث بیشتری در مورد مسایل سیاسی هستند. انشاالله اگر خداوند تبارک و تعالی راضی باشد و وقت اجازه دهد خواهم نوشت …
پ.ن۲ : تاسوعا و عاشورای حسینی رو به همه ی دوست داران امام حسین و اهل بیت (ع) تسلیت عرض می کنم.
پ.ن۳ : پیشاپیش سال۲۰۱۰،عید کریسمس (تولد حضرت مسیح) رو تبریک عرض می کنم.
